|
رابطه انعکاس دهنده مطالب دوستان ralations@gmail.com
| ||
|
30 قوس 1390 خورشیدی
![]()
یک حمله کنندۀ مسلح که قصد داخل شدن به نمایندهگی کابل بانک در شهر خوست را داشت، پیش از رسیدن به هدف کشته شد.
حمله کننده پیش از تیراندازی نیروهای امنیتی، یکی از نگهبانان این بانک را زخمی ساخته است.
فریدالله ظاهر - خوست
[ 90/09/30 ] [ 12:20 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
رئیس جمهور کرزی از ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان در قطر استقبال کرد و
افزود که برای پایان دادن جنگ در افغانستان باید به گونه جدی با طالبان
گفتگو صورت گیرد. رییس جمهور این مطلب را در گفتگو با تلویزیون سی ان ان بیان کرد و افزود اگر طالبان خواستار یک دفتر سیاسی هستند پس به این معنی است که آنها برای گفتگو نیز آماده هستند. ![]() وی همچنین تأکید کرد که در آدرس طالبان این وضاحت نیز باید وجود داشته باشد که آنها می توانند از طالبان نمایندگی کنند. رییس جمهور در عین حال تصریح کرد که رهبران طالبان در پاکستان هستند و این پروسه بدون کمک پاکستان نتیجه ای در بر نخواهد داشت. این در حالی است که اخیراً گزارشاتی به نشر رسیده است مبنی بر این که آمريکا براي فراهم کردن زمينه مذاکرات رسمی سازش غرب با طالبان، طرح گشودن دفتري براي این گروه در قطر تا پايان سال جاری را در دستور کار قرار داده است که بازگشایی این دفتر سیاسی در آخرین مراحل خود قرار دارد. در پی این خبر رییس جمهور کرزی با بزرگان نشستی راجع به این موضوع تشکیل داد که در آن توافق نمودند تا برای طالبان یک مرکز تماس یا دفتر سیاسی با هدف پیشبرد مذاکرات صلح در کابل و یادر یکی از کشورهای اسلامی مانند عربستان سعودی و یا ترکیه ایجاد شود. رییس جمهور در مصاحبه با سی ان ان تأکید کرد که آدرس طالبان برای گفتگوهای صلح باید روشن باشد و نشان دهد که نمایندگان، صلاحیت نمایندگی از تحریک طالبان را دارند. رییس جمهور همچنین در بخشی از سخنانش گفت که نیروهای ائتلاف بین المللی و حکومت افغانستان در مدت 10 سال گذشته موفق شدند ثبات سیاسی به افغانستان بیاورند، اما هنوز نمی توانیم بگویم که پیروزی کامل در جنگ بدست آمده است. ما باید مدت بیشتر انتظار بکشیم تا تصدیق شود که مردم افغانستان ثمر تلاشهای ما را بیبینند و صلح و امنیت بیشتر را احساس نمایند. در حالی که دولتمردان كشور در تلاش برای ایجاد دفتر سیاسی برای طالبان هستند و می خواهند آنان را به پای ميز مذاكره می كشانند اما تاکنون واكنش طالبان به اين درخواست منفي بوده است. ![]() از سوی دیگر شماری از آگاهان بر این باورند که آقاي كرزي به صلح نميانديشد، بلكه به اين ميانديشد كه از هر گونه فرصتي براي آبروي از دست رفته خود و تيمش كاري انجام دهد چراکه مديريت سياسي آقاي كرزي طي سالهاي گذشته به شدت آسيب ديده و او را از چشم مردم افغانستان و شماري از متحدان غربي او، انداخته است. در عین حال چه ضمانتي وجود دارد كه با دادن هويت سياسي به طالبان جنگ پایان می یابد؟!
[ 90/09/27 ] [ 4:15 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
آیت الله محسنی، از چهره های جریان سازچهار دهه ی اخیرتاریخ شیعه در افغانستان است.
اودر هردهه، با چهره ی بسیار متفاوت وپرچالش ظاهر
[ 90/09/27 ] [ 3:31 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
عارف یعقوبی بیبیسی شماری ازدانشجویان درافغانستان می گویند، ازگسترش نفوذ گروه های افراطی در برخی دانشگاه های این کشور به شدت نگرانند. گروه هایی که گفته میشود با نوع پوشش بسیاری از دختران دانشجو مخالف اند و پیوسته باپخش اعلامیه ها، دانشجویان را برای مبارزه با آنچه که آزادیهای نا جایز می خوانند، دعوت می کنند. فریده، یکی ازدانشجویان دانشگاه کابل می گوید،
برخی استادان دانشگاه که عمدتا "ثقافت اسلامی"(علوم دینی و اخلاق) را
تدریس می کنند، دختران دانشجو را وادار می کنند که "لباس تنگ" نبوشند
وموهای سرشان نمایان نشود. فریده می گوید، او مثل خیلی از دختران دیگر در دانشگاه کابل، بخاطر نوع پوشش لباسش که مورد پذیرش یکی ازاستادانش نبوده، دریک ترم درسی، ناکام مانده است. فریده می گوید: "شماری ازاستادان بسیار افراطی هستند، قرائت خاص ازاسلام دارند. به مسایل شخصی، مثلا نوع پوشش دانشجویان دخالت می کنند". یاسن همت، یکی دیگر ازدانشجویان دانشگاه کابل می گوید، گروه های افراطی برخی مواقع به صورت علنی دانشجویان را دعوت می کنند، که برای مبارزه با "بی حجابی" دردانشگاه ها به آنها ملحق شوند. به گفته این دانشجو، گروه های افراطی با برگزاری محافل موسقی درمحیط دانشگاه و خوابگاه مخالف اند. همت می گوید، افراط گرایی دردانشگاه و خوابگاه به اوج خود رسیده، هر هفته اعلامیه هایی به اتاقهای مای می رسد و یا پشت در اتاقهای ما چسپانده می شود، که حامل شعار های ضد آزادی های فردی، آزادی های جمعی ودانشجویی است". برخی ازدانشجویان می گویند، افراد وابسته به گروه های افراطی دربرخی مواقع بسیار سازمان یافته کار میکنند و توانسته اند تا حدی اهداف خود را ازطریق شماری از استادان و جوانان دانشجو، در شماری از دانشگاه های افغانستان عملی کنند. عطا روشنگر یکی از دانشجویان دانشگاه کابل، نفوذی های این گروه هارا بدو دسته تقسیم می کند.
روشنگر می گوید:" یکی ازین گروه ها که تعداد زیادی از افراد آنها با من هم کلاس اند، بیش ازحد افراطی اند که پابند به هیچ اصل از اصول مدرن برای گفتگو و مطرح کردن دید گاه های شان نیستند، این افراد موسوم به "تحریری" هستند. گروه دیگر کسانی اند که قرائت بسیارخاص از دین دارند وبیشتر اندیشه آنها طالبانی است". جدا از اینکه نفوذ گروه های تندرو در دانشگاه یک امر منظم و سازمان یافته باشد یانه، ولی شماری از دانشجویان بصورت فردی خود را موظف می دانند تا دانشجویان دیگر را امر و نهی کنند. قاری محمد عظیم یکی ازدانشجویان دانشکده شرعیات در دانشگاه کابل است، او معتقد است که پوشش بسیاری از دختران دانشجو غیر اسلامی است و جلوگیری ازچنین پوششی در دانشگاه ها، یک مسولیت دینی برای همه دانشجویان است. او می گوید:" در دانشگاه های افغانستان پوشش اسلامی درنظرگرفته نمی شود، ازین جهت هر فرد مسئولیت اسلامی خود را درقبال این موضوع دارد". درسالهای اخیر تعداد زیادی از دختران و پسران در افغانستان وارد دانشگاه ها شده اند. عده ای از دانشجویان معتقدند که هنوز گفتمان روشنفکری و عبور به یک مرحله نو اندیشه در درون دانشگاه های افغانستان، شکل نگرفته و فضای دانشگاه ها و ذهن برخی از دانشجویان، برای پذیرش خواسته های گروه های افراطی آماده است. رحمت الله بیژنپور روزنامه نگار معتقد است که در دانشگاه های درافغانستان جایی برای طرح گفتمانهای جدید، نیست. او می گوید: "متاسفانه دانشگاه ها خالی ازوجود استاتیدی است که دارای یک لنگر و وزنه جدی درباب برخورد اندیشه ها باشد، ازین جهت گروه های افراطی سعی می کنند فضای دانشگاه ها را به نفع خود بچرخانند". اما دراین حال مقامات دولت افغانستان می گویند آنها تمامی دانشگاه ها را تحت کنترل دارند و از هراقدامی که خلاف قانون و معیارهای امنیتی این کشور باشد، جلوگری می کنند. در سالهای اخیر در برخی ولایات افغانستان، نیروهای امنیتی شماری ازدانشجویان را به اتهام دست داشتن دربمبگذاری و حملات تروریستی نیز بازداشت کردهاند. یک استاد دانشکده طب کابل و چند تن از دانشجویان هم به اتهام دست داشتن درتوطئه ناکام ترور حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان بازداشت شدند.
[ 90/09/26 ] [ 1:49 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
شهروندان و فعالین مدنی بامیان در یک اقدام ابتکاری و بشر دوستانه برای
محبوسین این ولایت در آستانه فصل سرد زمستان مواد سوخت کمک کرده اند. به گزارش راه فردا، این کمک ها در حالی صورت می گیرد که محبوسین در ولایت بامیان به دلیل سردی هوا و عدم استاندار زندان ها با مشکلات فراوانی رو به رو هستند. سرمای شدید و زمستان طولانی و نبود محبس استاندارد در ولایت بامیان، زندانیان این ولایت را به شدت متاثر ساخته است. عبدالله برات به نمایندگی از فعالان مدنی و عده ای از بازایان این ولایت که این مقدار مواد سوخت را به کمک کرده اند به خبرنگاران گفت، اگرچه وظیفه حکومت افغانستان است که به وضعیت زندانیان رسیدگی نمایند اما متاسفانه دولت در این زمینه بی توجهی نموده است. مدیر محبس ولایت بامیان ضمن اظهار قدردانی از این اقدام بجا و خیر خواهانه فعالین مدنی گفت که مطابق قانون محابس باید دولت محل بود و باش زندانیان را گرم نگه دارند اما متاسفانه نبود محبس استاندارد این مشکل را به وجود آورده است.
[ 90/09/23 ] [ 3:38 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
یک فرد مهاجم مسلح در بلجیم، با شلیک گلوله و پرتاب بمب دستی، چهار تن را کشته و 123 تن دیگر را زخمی کرد.
به ادعای مقام های امنیتی بلجیم در میان
کشته شدگان، یک دختر ۱۸ ماهه نیز وجود د ارد که پس از زخمی شدن علیرغم تلاش
بسیار زیاد داکتران، جان داده است. بنابه گزارش پولیس،سایر قربانیان، یک زن ۷۵ ساله و دو پسر نوجوان ۱۵ و ۱۷ ساله بودند. گفته شده که وضعیت چند تن از مجروحان این رویداد وخیم گزارش شده است. درهمین حال آلبرت و پائولا، پادشاه و ملکه بلژیک نیز به محل حادثه رفتند تا به قربانیان ادای احترام کنند.الیو دی روپو، نخست وزیر بلژیک که از محل حادثه بازدید کرد، آن را "وحشتناک" توصیف کرده گفت: "هیچ سخنی نمی تواند این حادثه ناگوار را تشریح کند." پولیس می گوید که نورالدین عمرانی در سال ۲۰۰۸ به دلیل در اختیار داشتن اسلحه و مواد مخدر به ۵۸ ماه زندان محکوم شده بود وقرار بود در همین روز(سه شنبه) برای بازجویی، خود را به پولیس معرفی کند. پولیس شهر لی یژ، پس از این رویداد سرک های منتهی به محل رویداد را محاصره کرده و در جستجوی بمب های دستی دیگری است که مهاجم پرتاب کرده بود. رویداد روز سه شنبه شهر لی یژ، پس از رویداد خونین اسلو، پایتخت ناروی، در نوع خود بی سابقه خوانده شده است. در رویداد مرگبار اسلو، که یک فرد افراطی به دفتر نخست وزیر این کشور حمله کرد ده ها تن کشته و زخمی شدند.
[ 90/09/23 ] [ 10:36 قبل از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
ارتشی قوی و مقتدر می تواند امنیت افغانستان را تأمین کند و ایران برای کمک به تحقق این مهم آماده همکاری است. این مطلب را وزیر دفاع ایران در دیدار با محمدهمایون فوزی، معاون وزیر دفاع ملی کشورمان که برای حضور در کمیسیون مشترک همکاری ایران و افغانستان در رأس هیأتی در تهران بسر می برد بیان کرد. وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران همچنین در این دیدار گفت؛ غربی ها نمی خواهند افغانستان قوی، نیرومند و توسعه یافته باشد و ما با شناختی که از روحیه مردم مسلمان، ظلم ستیز و ضد استعماری افغانستان داریم قطعاً بر خلاف خواست آنان عمل خواهند کرد و اجازه نخواهند داد نیروهای آمریکایی با اقدامات خودسرانه و مغایر با قوانین بین المللی حاکمیت ملی افغانستان را نقض کنند. وی تأکید کرد که کمیسیون همکاریهای دفاعی دو کشور باید کمیسیونی فعال و مؤثر باشد و بتواند زمینه توسعه روابط دفاعی و تقویت ارتش افغانستان را فراهم کند. در این دیدار همایون فوزی، معاون وزیر دفاع کشور نیز طی سخنانی علاقمندی افغانستان را برای توسعه همه جانبه روابط با جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد.وی با اشاره به اشتراکات و مواضع نزدیک دو کشور در حوزه های مختلف بر پیگیری تصمیمات و موضوعات مطروحه در کمیسیون مشترک همکاریهای دو کشور تأکید کرد. براساس گزارشات رسانه های ایران، معاون وزیر دفاع کشورمان همچنین دیداری با وزیر امور خارجه ایران داشت و در این دیدار دو طرف برای تقویت همكاری های دفاعی و نظامی اعلام آمادگی كردند.
[ 90/09/23 ] [ 10:33 قبل از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
منبع: http://mahdymehraeen.blogspot.com/این مطلب زیبا بود ولی نمیدانم مهر آیین عزیز اجازه داده است یاکه نه ولی من بدون اجازه ایشان نشر کردم.
درمنطقه کوهستانی وناهموارنیلی مرکزولایت دایکندی، کوهی است که بلند
ترازهرکوه دیگراست. این کوه رحمت و لعنت بسیاری ازمردم نیلی را به گردن
دارد. چون بعد ازظهرها تقریبا اکثریت خانه ها، بازار و بعضی ازدوایردولتی
را زیرسایه خود می برد و درزمستان فحش و درتابستان گرم نیلی تشکرمردم را به
جان می خرد. کوه "چوگانی" برای هرساکن نیلی دوستی ای دارد به بلندای عمرش.
اما کمترنیلی گی است که قله این کوه را فتح کرده باشد. چون هم بسیاربلند
است و هم راه هایش صعب العبور.
دوسال پیش وقتی درنیلی بودم، اولین بار این انگیزه درمن پیدا شد که چوگانی
را فتح کنم، اما کسی حاضرنشد که همراهی ام کند و نشد. بلاخره دیروزبا
چهارنفردیگرتصمیم گرفتیم که به این آرزوی دیرینه جامه عمل بپوشانیم. من،
علی که مثل من بیکاراست، سرور که بچه یکاولنگ است وکودکی اش با کوه ودره
سرشده، علی بابا که عاشق ماجراجوئی است و شریف که ازمرکزنیلی است ومی گفت
که درکودکی زیاد این کوه را گشته است، تیم امروزی ماست.
[ 90/09/22 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
شعر از زهرا حسین زاده به قربانیان خردسال درعاشورای کابل
با غیرت شش ماهه شان گل برسان خون بر لب قنداقه کابل برسان قد قامت... بر نیزه فقط رسم شماست نزدیک اذان است تحمل برسان
[ 90/09/22 ] [ 3:55 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
از سال 1382ش. به این سو در روز سوم عید قربان از این سه تن توسط فرهنگیان و شاعران و روشنفکران تجلیل می گردد. هفتمین
سال است که از این سه تن تجلیل به عمل می یاید. روز سوم عید قربان به مزار
این بزرگان ملت افغانستان می روند. امسال که در کابل بودم، از این مساله
خبر نداشتم، و الا شرکت می کردم. مقبره مرحوم غلام محمد غبار و دکتر
عبدالرحمان محمودی در شهدای صالحین، در دره ای که پشت بالاحصار کابل واقع
شده، موقعیت دارد. این موقعیت در جنوب شرقی شهر فعلی کابل واقع شده است.
البته در این قبرستان که دوصحابه هم مدفون است؛ بزرگان فرهنگ و ادب و قدرت
زیادی مدفونند مانند: صلاح الدین سلجوقی، محمد هاشم میوندوال دومین صدر
اعظم دهه ی قانون اساسی؛ احمد ظاهر آوازخوان معروف افغانستان و عده ی زیاد
دیگر ولی مرحوم سید اسماعیل بلخی در ضلع شمال غربی شهر کابل در
محله ی افشار سیلو مدفون می باشد. کسانی که در شهدای صالحین مدفونند به جز
سلجوقی مقره با شکوهی ندارند، اما مقبره مرحوم بلخی که در غرب کابل است، با
شکوه ساخته شده است. از تکنیک و معماری اسلامی و جدید بهره گرفته شده است.
هر سه این بزرگ افغان از اشخاص تاریخ معاصر افغانستان است. هرسه، سالها در زندان دهمزنگ حبس را گذرانده اند. هر سه از روشنفکرانی بودند که برای ملت افغانستان دل سوزاندند و در بند شدند. ولی هر کدام با ابزار ویژه ی خود مبارزه برای آزادی و عدالت و مردم باوری را ادامه دادند. مرحوم غبار مبارز سیاسی بود که در بدنه دولت امان الله کار می کرد و جریده ی «ستاره افغان» را در همان دوره منتشر می نمود. وی بعدها به زندان رفت و از کار کناره گرفت و تبعید شد. اعضای خانواده اش از تحصیل محروم گشتند. غبار تاریخ نوشت. وی یکی از ناموران تاریخ نویسی معاصر افغانستان است. غبار دارای مقالات و کتابهای زیادی است. منتها بیشتر شهرتش با دو جلد کتابش به نام «افغانستان در مسیر تاریخ» می باشد. جلد اول را در زمان ظاهر شاه به چاپ رساند، اما جلد دوم که در مورد حکومت محمد زایی ها بود، در 1999 میلادی ابتدا در آمریکا و سپس در ایران و پاکستان به چاپ رسید. غبار در تاریخ نویسی خویش برای نخستین بار است که تاریخ را در بین تاریخ نویسان افغانستان از صورت درباری و واقعه نویسی خارج نمود. تحلیل را وارد سطور تاریخ کشور نمود اما در تحلیلهایش به تکرار وارد برداشتهایی می گردد که تاثیر گذاری اندیشه اش را از بلوک شرق نشان می دهد. واژه هایی چون: ملوک الطوایفی، سرمایه داری، امپریالیسم و فئودالی در اثرش دیده می شود. البته او مبارزی بود که خیلی از ستمهای دوران محمدزایی را خود دید و لمس کرد. در زندان ترسناک دهمزنگ بود و اعدامهای عصر نادرخان و فرزندش ظاهر شاه را دید. او دید که چگونه عبدالخالق که عصاره فریاد مردم علیه استبداد نادر خانی بود در این زندان به قتل رسید. او از نزدیک لمس کرد که شاه علیرضا کرنیل به جرم کاری نکرده به فرمان امان الله چنواری شد، و محمد ولیخان دروازی چگونه به گناه نکرده توسط محمد نادرخان اعدام گردید. غبار خود نیز دست قدرتمندی است که قلم به دست گرفته و نابکاریهای حکام معاصر خویش را به روی کاغذ می نگارد، او در مورد خانواده چرخی که در تاریخ افغانستان، نقش ارزنده ای دارد و علیه استعمار مبارزه کرده و در تاریخ معاصر توسط حکام محمد زایی به نابودی کشانده شدند نوشته است. وی در وضعیتی زندگی اش به خاموشی گرایید که استبداد برکشور حاکم بود و هنوز جرات نکرده بود که جلد دوم کتابش را به چاپ بسپارد. از نظر زندگی با این که نویسنده توانا و ادبی قدرتمند بود ولی در فقر به سر می برد. بعد از این که فوت گشت در مقره ی اجدادی اش در شهدای صالحین به خاک سپردند. فردا باید کابل را ترک می کردم. تصمیم گرفتم که تنهایی بروم شهدای صالحین، آمدم اول جاده ی میوند که به آنجا سینما پامیر هم می گویند، چون قبل از این که ساختمان 14طبقه در زمان داوود خان ساخته شود، سینمایی یک طبقه بوده که به نام سینما پامیربوده است. از کلینرهای ملی بس پرسیدم که چگونه می توانم به شهدای صالحین بروم؟ منار سرچوک را نشانم دادند که وقتی آنجا رسیدم به طرف راست بروم، و موترهای تونس و تکسی و «رکشا» به شهدای صالحین می روند. این جا کمی با کوچه ی خرابات فاصله داشت.آمدم به شهدای رسیدم نمی دانستم که قبر غبار و محمودی در کجای شهدای صالحین موقعیت دارد بعد از نیم ساعت راه رفتن و پرسیدن قبر غبار را پیداکردم ولی موفق نشدم که قبر محمودی را پیدا کنم، وقتی دیدم که چقدر اطراف آن مخروبه و فرسوده روز بارانی بود و خزان روی سنگ قبر چند برگ درخت توت که در فاصله کمی از قبر بود افتاده بود. برگهارا برداشتم و فاتحه ای خواندم. در برگشت که با رکشا آمدم دیوارهای ارگ بالاحصار را دیدم که همچنان بعد از سالها مانده و خاطره ی کابل قدیم را در ذهنها تداعی می کند. محمودی از روشنفکران و اصلاح طلبان معاصر بود که بیشتر مبارزه سیاسی را انتخاب نمود و سالها زندان در زندان بود بعد از آزادی از زندان حال خوشی نداشت و بیمار بود در نتیجه فوت نمود. گویند محمودی پرورده فقر و یار تهی داستان بود. عبدالرحمان محمودی برادر بزرگ خانواده بود. پدرش مامور پایین رتبه دولتی بود. پدرش که فقیر بود و مادرش هم زود فوت کرد پدر را با چوب و زغال فروشی در اقتصاد خانه یاری می کرد.(شخصیت های کلان افغانستان، شمس الحق آریانفر،بنگاه انتشارات میوند، چاپ اول، کابل 1387ش. ص501) وی حزب خلق را در عصر دموکراسی سردار محمود خان تاسیس کرد. نشریه ای هم به نام ندای خلق را به نشر سپرد. برادر دیگرش به نام عبدالرحیم محمودی «حزب دموکراتیک نوین» را که یک حرکت مائوئیستی بود به وجود آورد به تعقیب آن جریده ی «شعله جاوید» را(همان) «بیان محمودی تند وصریح بود.در یکی از مظاهرات در برابر ارگ سلطنتی خطاب به سربازان ارگ گفته بود:ما و شما برادریم سینه ام سپر تیر شماست. اگر شما با برادران ملکی خود همدست شوید، کاخ استبداد و دشمن درجه اول ما نابود خواهد شد.(به نقل از خاطرات و چشمدیدهای کاظم آهنگ، ص77) مرحوم سید اسماعیل بلخی زادگاهش، بلخاب و از مرکز قدرت حکومت دور بود که زادگاه او آن روزها جزو ولایات دور افتاده کشور می شد. علاوه برآن ایشان از سادات مناطق هزاره جات و فقیر و مکتب ندیده بود که نمی توانست در بدنه قدرت و بهره بردن از امکانات کشور جایی داشته باشد. اما بلخی با همراه پدر از بلخاب مهاجرت نمود، بیشتر تحصیلات خود را در شهر مشهد انجام داد و در این شهر بود که علاوه بر تحصیل با مسایل روز آشنایی یافت. از نظر وی در آن زمان هر دو ملت افغانستان و ایران باید با استبداد مبارزه می کردند به همین خاطر بود که وی در قیام مسجد گوهر شاد مشهد شرکت داشت و بعد از این حادثه بود که مشهد را ترک کرد و عازم میهن خود گردید. بلخی در قالب شعر توانست که استبداد آن روز را به تصویر بکشد. بیشتر شعرهای بلخی که در حقیقت افشای ظلم و ستمهای آن روز حاکمیت بود، روی خریطه های سمنت نوشته شده بود. بلخی نظام اجتماعیی را به تصویر می کشد که در آن ظلم، رشوه خواری، نوکری اجانب، دزدی از مال ملت و حیف و میل بی حساب اموال ملی رایج است و کسی هم نمی تواند نازاضی بودنش را برملا کن، در صورت اعتراض جایش سیاه زندان دهمزنگ بود. غبار هم با نوشتن دو جلد تاریخ افغانستان، زوایای زیادی از حقایق را نشان داده است. او توانسته از دوران امیر حبیب الله خان محمد زایی را به صورت چشم دید خودش بیان کند، وقتی که امیر عبدالرحمان فوت می کند، از زندایانی که در بالاحصار هستند، سخن می گوید و از زجر کش شدن عبدالخالق در زندان دهمزنگ در جلد دوم افغانستان در مسیر تاریخ خود به عنوان یک شاهد عینی می نویسد. محمودی از مبارزینی است که کمتر نویسندگان افغانستان رغبت نشان داده اند ، از او سخن گویند. این شاید به این خاطر بوده که او یک جریان سیاسی را رهبری می کرده است. به هر صورت، غبار، محمودی و بلخی از پیشروان قافله اصلاحگری و از خود گذشتگی در راه رفاه عمومی مردم افغانستان و عدالت اجتماعی هستند که روحشان شاد باد. به در این روزها در کابلم و دسترسی منابع و مآخذ تاریخی برایم مشکل است چرا که در این شهر اگر به یک جایی بند نباشی زندگی برایت مشکل است. یا باید سیاست مدار و دارای گروه باشی و یا آویزان آنان و الا هرقدر هم که سواد و علم داشته باشی بدردت نمی خورد، باید پول داشته باشی که خرج کنی و یا این که واسطه ای که یکجایی به دریای درآمد اتصال پیدا کنی! وقتی دقت می کنم همانی که بلخی در شعرهایش می گوید، مصداق دارد. وکلای مردم اکثرا هرکدام در پی نانی و نامی هر که نان بیشتر داد به همان سو می دوند و هر شرایط نامی برایش فراهم نمود بعد از نان در پی نامند. از سوی دیگر کابینه که در حال تدوین و تکوین است. عده ای هم مترصد چوکی اند که کی می رود تا او با واسطه و حیله ی دیگر بتواند به چوکی تکیه زند. امروزه در این کشور تحصیلات عالی و پوهنتونها با فرمول و افراد 40 سال قبل حرکت می کنند. خیلی از اساتیدی که صدها دانشجو زیر درسش می نشیند، هنوز نمی داند که چه تحولی در مضمونی که او تدریس می کند اتفاق افتاده و پیشرفت و انکشاف آن علم در چه حدی در این کشور نویسندگان و جراید کارشان کپی از کار دیگران است. و به نام خود کردن. در این روزها در این کشور رندی و لاف و قدرت میدان را از آنانی که صداقت را معیار زندگی قرار داده و راستی را روش خود، و زوری فیزیکی و یا باند ندارند ربوده است. افغانستان امروز طعمه ای گشته که صیادان در پی آنند. گرچه که افراد نیک و وطن و مردم دوست هم در این مسیر در حرکتند. ولی راهی از جایی نمی توانند ببرند. حدود یک سوم سال است که در این کشورم با تمام وجود لمس کرده ام. تمام آن چه که می گویم عین واقعیت است. نابهنجاری دینی و اجتماعی دارد به صورت اپیدمی رشد می کند. در این زمان هر آن که راست و صادق باشد جامعه به او پوسخند می زند. زمین های دولت و ملت بین کسانی در حال تقسیم است که هیچ نیازی به پول و زمین ندارند. زمین های شهر شیرپور که روزی توسط حبیب الله خان به اتمام نرسید امروز از مردم فقیر و مستحق گرفته شده و بین وزرا و رئیس پارلمان تقسیم شده و زمین های پدوله برای وکلای مردم در پارلمان و روحانیون شورای علما و خانواده های شهدایی که در بدنه ی دولت و قدرت بوده اند تقسیم می گردد. البته ده بسوه یک لک افغانی(هزار متر مربع به صد هزار افغانی) این در حالی است که خانواده های بسیاری هستند که در حواشی شهر کابل و شهرهای بزرگ مانند هرات و قندهار و مزار شریف خانه که ندارند بماند، نان شب و روزشان را هم ندارند، اکثر وکلای پارلمان در این دوره از کم کارترین وکلای دوره های پارلمان افغانستان است و شاید از کم سواد ترین وکلای دیگر کشورها، از جانب دیگر ترکیبی دارند که هیچ نمی توان بینشان همراهی ایجاد کرد. اما غبار که از وکلای پارلمان افغانستان بود همواره به این نحوه کاری معترض بوده است.
[ 90/09/22 ] [ 3:24 بعد از ظهر ] [ مدیر مسئول ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||